العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

224

شرح كشف المراد ( فارسى )

كدام سخنى دارند كه عبارتست از : الف : خود جهم بن صفوان مىگويد : فاعل جميع افعالى كه بدست بشر انجام مىپذيرد خداوند است و اسناد آن افعال بسوى ما مجازى است و وقتى مىگوئيم فلانى نماز خواند يا روزه گرفت بمنزله آنست كه بگوئيم فلانى قد كشيد و يا چاق شد كه هرگز اختيارى نيست . ب : ابو الحسن اشعرى و بعض ديگر مىگويند : فاعل افعالى كه بدست ما انجام مىگيرد خداوند است منتها عبد تنها مكتسب است يعنى به قول فاضل قوشچى در شرح تجريدش در ص 341 : المراد بكسبه اياه مقارنته لقدرته و ارادته من غير ان يكون هناك منه تأثير او مدخل فى وجوده سوى كونه محلا له . پس قدرت عبد تاثيرى ندارد بلكه قدرت و مقدور همه به تأثير الهى يافت مىشوند . ج : قاضى ابو بكر باقلانى گفته : فاعل كليه افعال ما خداوند است ولى عنوان اطاعت و عصيان از عبد است يعنى كار خوب را خدا بدست ما انجام مىدهد ولى ما مطيع شمرده مىشويم و كار زشت را خدا بدست ما انجام مىدهد ولى ما عاصى ناميده مىشويم . د : ابو اسحاق اسفراينى گفته : افعالى كه در خارج از ما سر مىزند هم به قدرت خدا و هم به قدرت بنده واقع مىشود و قدرت هر دو در صدور آن دخيل است و اين جمله معروف است كه روزى قاضى عبد الجبار معتزلى وارد بر صاحب بن عباد شد و ديد كه ابو اسحاق اسفراينى در آنجا جلوس كرده فورا گفت : سبحان من تنزه عن الفحشاء ، ابو اسحاق بلا فاصله در جواب گفت : سبحان من لا يجرى فى ملكه الّا ما يشاء . 2 - گروه ديگر از متكلمين اسلامى كه معتزله و اماميه باشند طرفدار آزادى و اختيار هستند و اولين كسى كه اين نظريه را اظهار نمود معبد جهنى